تبليغاتX
پرواز
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
امید سبز

 

اميد سبز
هر جمعه به جاده آبي نگاه مي كنم و در انتظار قاصدكي مي نشينم كه قرار است خبر گامهاي تو را براي من بياورد، گامهاي استوار و دستهاي سبزت را. اگر بيايي، چشمهايم را سنگفرش راهت خواهم كرد. تو مي آيي و در هر قدم، شاخه اي از عاطفه خواهي كاشت و قاصدكي را آزاد خواهي كرد. تو مي آيي و روي هر درخت پر شكوه لانه اي از اميد براي كبوتران غريب خواهي ساخت. صداي تو، بغض فضا را مي شكافد. فضاي مه آلودي كه قلب چكاوكها را از هر شاخه درختش آويزان كرده اند. تو با دستهايت بر قلبهاي شقايق ها رنگ سبز اميد خواهي زد و با رنگ پر معناي دريا خواهي نوشت:" به نام خداي اميدها"!


 

تو مي آيي در حالي كه دستهايت پر از گلهاي نرگس است. تو دل سرد يكايك ما را با نواهاي گرمت آفتابي مي كني و كعبه عشق را در آنها بنا خواهي كرد. دست نوازش بر سر ميخك هايي خواهي كشيد كه باد كمرشان را خم كرده است. تو حتي بر قلب كاكتوسها هم رنگ مهرباني خواهي زد. تو مي آيي و با آمدنت خون طراوت و زندگي در رگهاي صبح جريان پيدا خواهد كرد... تو مي آيي اي پسر فاطمه ، يوسف زهرا يا مهدي. به اميد آن روز!

 

 مست مستم
ليك مست ديگرم
امشب از هر شب به تو عاشق ترم
راست گويم يك رقم هوشيار نيست
مست عشقم
مست شوقم
مست دوست
مست معشوقي كه عالم مست اوست...
ليلي
چشم در راهيم و منتظر
اميدواريم و عاشق
لحظه هاي آمدنت را مرور مي كنيم

 

|+| نوشته شده توسط معصومه در یکشنبه هفدهم آذر 1387 و ساعت  | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar