
یا رضا قربون بوی حرمت
اون رواق و آستان کرمت
گفته بودم که بیام حالی کنم
عقده های این دل و خالی کنم
بگم از عشق به دریا آقا جون
مرحمی بخوام رو دردا آقاجون
پس چرا سر نمیشه رو ز فراق
دم به دم افزونه حس اشتیاق
منتظر نشسته ام سوی حرم
بلکه شاخه ای ز گلها ببرم
|
+| نوشته شده توسط معصومه در دوشنبه بیستم آبان 1387 و ساعت |