تبليغاتX
پرواز
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
زیبایی

شماچقدر زیبا هستید

 

تقریبا در همه جای دنیا،برای زیبایی فرد ارزش قائل می شوند.

مثلا زیبایی ِ مرد و زن، جزء ویژگی ها و مزایای آنهاست و در روابط اجتماعی موثر است.چه زیبایی

صورت و اندام های بدن و چه زیبایی  پوشش و آرایش های گوناگون.ولی ببینیم آیا این زیبایی دارای

ارزش است؟

شما جوانی بسیار زیبا هستید و اگر بسیار شیک پوش هم باشید و به سبب این زیبایی به شما

 اهمیت و انرژی مثبت بدهند و از مشخصات اجتماعی خوبی هم برخوردار باشید،ممکن است بسیار

شاد و خوشبخت زندگی کنید،ولی باز هم در معرض زوال و هستید.فاصله ی جوانی تا پیری و زوال،

بسیار کوتاه مدت و گذراست.

زمانی که پیر شدید،تمام زیبایی و قدرت کاذب را از دست می دهید.آنوقت چه خواهید کرد؟

البته برای انسانی که بخواهد خود را گول بزند، راه های زیادی وجود دارد.

البته باید بدانیم که چیزی را که ما زیبایی می نامیم، در حقیقت حاصل یک مقایسه است.

مثلا یک زن ایرانی در یک جامعه آفریقایی یا فقیر بر اساس زن آفریقایی یا فقیر مقایسه می شود که

 در نتیجه زیباتر به نظر می رسد.شاید همین زن از نظر یک جامعه اروپایی و ثرورتمند زیبا به نظر نرسد.

یا فرض کنید شما دوستی با ظاهر متوسط دارید و از وضعیت ظاهری اش راضی هستید.بعد که

شخصی زیبا تر را می بینید و از زیبایی اش لذت می برید،دوست متوسط شما کمی زشت به نظر می

رسد.

اگر زیبایی ظاهری که سطحی و گذرا است،ارزشمند باشد،آنگاه جانوران زیبایی مثل طاووس و ... را

 باید از بسیاری از انسان ها والا مقام تر بدانیم.

ولی بدانید که همه ی این مسائل ساخته ی ذهن ما است.بیشتر نادانی های ما خاصیت ِ معنا بخش

 و آرام بخش دارند.

برای انسان های کوته فکر و فرومایه، زیبایی ظاهر مهم و عاملی انرژی بخش محسوب می شود.

چون چیز مهم تری برای توجه و ارائه ندارند.نهایتا یک جسم زیبا و ایده آل و یا مسائل و چیزهای دیگر.

برای این گونه افراد،همین کافی ست که ظاهر زندگی شان مناسب و زیبا باشد،گذرا بودن و تغییر و

 زوال زندگی برایشان مطرح و مهم نیست.

اینکه چه اندیشه هایی در ذهنشان وجود دارد برایشان مهم نیست،چون آنها برده های چیزها

 هستند.و همین چیزها آنها را نابود(مرگ)، و به بازیچه ی خود تبدیل خواهند کرد.

حتی اگر کیفیت و سطح دریافت مغزشان به اندازه ی یک گوسفند هم نباشد،برایشان مهم نیست،

چون ظاهر مسائل و چیزها زیباست و به آنها انرژی و وهم و شادی می دهد.

ولی انسان های والا ،والایی را آزادانه و خردمندانه خلق می کنند

|+| نوشته شده توسط معصومه در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 و ساعت  | 
شرط عشق

شرط عشق

 

 

دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد. نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید. بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند. مرد جوان عصازنان به عیادت نامزدش میرفت و از درد چشم مینالید. موعد عروسی فرا رسید. زن نگران صورت خود که آبله آنرا از شکل انداخته بود و شوهر هم که کور شده بود. مردم میگفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد. 20 سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت، مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود. همه تعجب کردند. مرد گفت: "من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم".

|+| نوشته شده توسط معصومه در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 و ساعت  | 
سلام بر همراهان گرامی

امیدوارم ایام به کام باشد.از اینکه فرصت آپ کردن پیش نیامده از حضورتان عذر می خواهم . انشالله به زودی بر می گردم با مطلبی جدید.

به امید دیدار

|+| نوشته شده توسط معصومه در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387 و ساعت  | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar