| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا علیه السلام
روان کردم دلم را با سلامی که دارد بوی غربت، بر خراسان رود تا تهنیت گویان، ببالد حضور اقدسش،بر ملک ایران اماما بر محبت، شهره هستی بخوانم، تا ببوسم سنگ ایوان دلم تنگ آمده، فریاد فریاد بیفزا ! نام من بین حبیبان بنوشان، آب سقاخانه ات را شفا یم ده ز درد و رنج و حرمان روم با کفترانت، اوج گیرم به دور گنبد زردت، رضا جان شبانگاهان حرم،غرق نیاز است شفاعت از امید نا امید ان شده مهرت عجین با تار و پودم مگردان سائلت، از بی نصیبان خروشد صبحدم، طبل و نقاره به گاه مولد شاه غریبان ملائک باز مهماندار عشقند خیالم ،خوش بمان در بین یاران التماس دعا
|+| نوشته شده توسط معصومه در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386 و ساعت |
درد دل
جانا چرا خون می کنی؟................ این عمر را بر کام خویش آویزه گوشت بکن................. شیرین نما این زهر نیش غافل مشو از دیگران................ هر کس به دردی مبتلاست احسنت آن فرزانه را.................. یاقوت صبرش پر بهاست نفرین و نفرین تا به کی................ تقدیر شوم خویش را همت نبوده ست نازنین................ یک مغز دور اندیش را در قصه ها و راز ها.................. پند و نصیحت رنگ و رنگ زیرک بیابد راه خویش................. دیگر نکوبد سر به سنگ اما الها صبر هم گاهی به آخر می رسد... از فرط اندوه گران وز کفر هم دم می زند... |+| نوشته شده توسط معصومه در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386 و ساعت |
برای کودکان کم توان ذهنی و جسمی
کودک بی های و هوی ،از دل تنگت بگو وز نگه نافذت، گشته دلم زیر و رو صورت معصوم تو ،غنچه گل اطلسی است دست نوازشگری،روح امیدت بسی است گر چه نگویی سخن،یا که نبینی چمن یا نتوانی روی ،جنگل و کوه و دمن لذت هر چه زیباست ،چکیده نگاهت فرشته مهربون، گشته رفیق راهت غصه ی رو دلش رو ،غنچه می ده به دستت غمها رو پاک می کنی، قربون ناز شستت یاس لطیف و زیبا ،نباشی دلخور از ما باغبون مهربون ، داره هواتو، هر جا دنیای ما خاکیها، پر از دو روئی و رنگ من چی بگم که نیستی! قاطی مکر و نیرنگ سرمست از شادی باش،برو دنیا به کامت از هر چی بد! تو دنیاست،عاری تن و روانت
|+| نوشته شده توسط معصومه در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 و ساعت |
ای وطن خاک درت سرمه چشمان من است
قدحی بده پر از می،که سر نیاز دارم دل پر ز درد و افسوس،غم جانگداز دارم تو مگرد چرخ گردون،دل زخم من، مکن خون ز خفای محبس روم ،هوس حجاز دارم چو رسد صدای جانان،بدمد به جسم من جان رسد این زمان به پایان، وطنی ز ناز دارم نکنم گلایه از دوست،چه بسا که حکمت اوست به کنار وادی توس ، شه سرفراز دارم مردم خوب و صبورم ،لاله های غرق خونم درد جانباز غیورم ، سوز نابساز دارم کورش آن خسرو خوبان،تخت جمشید و سلیمان ارگ بم، یزد و سپاهان،به جهان جواز دارم شهریار کوی آذار، حافظ و سعدی و عطار سیستان و قوم عیار، سینه پر ز راز دارم لوت و تفتان و دماوند، سبلان ،کرکس و الوند آن خنک هوای در بند،به نفس نیاز دارم نرسد تو را گزندی، وطنم تو ارجمندی بهر عز و شوکت تو ،رکعتی نماز دارم
|+| نوشته شده توسط معصومه در پنجشنبه هفدهم آبان 1386 و ساعت |
هدیه به پیشگاه مقدس امام المصدق (ع)
شهادت حضرت امام جعفر صادق(ع) بر تمام شیعیان جهان تسلیت باد.
آخه این زمین خاکی ،که نبود، شما رو قابل طاهر و قائم و منجی ،صابر و صادق و راحل فقه جعفری همیشه، می ده جون، به امت تو مدیون اون همه علم و رنجتیم،امام فاضل دل ماها رو سوزونده، تو بقیع دشمن نامرد می بینن که شیعه حقه،هی فرو می رن توی گل روزای سه شنبه مختص دعاته، ای محقق می شه دستمو بگیری، بکنی جدام ز باطل دگر از بشر نیاید، که رسد به علم اعلا همه عالمان گیتی، به شما مرید و سائل نقش انگشتر تون ، ورد زبان ، شیخ الائمه ذکر لا حول و لا .....می رهدم، از این رذائل وصف اون چهره نورانیتو، از هر کی شنیدم گفته که محو نمی شد، لبخند از اون شکل و شمایل خلاصه کاش می تونستم،بپرم به سوی کوی یت دل بگیره ، کمی آروم ، بریزه، دیوار حائل
روی انگشتری امام صادق علیه السلام ذکر های ماشاالله،استغفرالله، لا حول ولا قوه الا بالله، نوشته شده بود. و به لحاظ عمر پربارشان که ۶۵ سال است و نسبت به سایر ائمه بیشتر بوده به شیخ الائمه معروف هستند |+| نوشته شده توسط معصومه در جمعه یازدهم آبان 1386 و ساعت |
به یاد قیصر امین پور
من ندیدم هیچوقت،آن روی محجوب تو را شعر هایت بر زبانم جاری و نامت فرا لعل اسمت می درخشد بر جبین کشورم ملتت را سوز دل ، از هجر خود، دادی چرا؟ کوچ نا هنگام تو، لنگان کند شعر دری کی می آید شاعری باز از تبار لاله ها؟ از سراج، آوای محزون کلامت بشنوم سوز گفتارت بسوزاند دل بی شیله را قیصر ای محکم ستون بام فرهنگ و ادب زنده باشد تا ابد، نامت در این بوم و سرا
روحش شاد
|+| نوشته شده توسط معصومه در چهارشنبه نهم آبان 1386 و ساعت |
خزان
در این سراچه غفلت،خزان که می رسدم سوال بوده مدامم،چه بوده است اثرم؟ از این همه زر و زنگار و دلفریبی ها در این تفکر پوچم چه چیز را بخرم قطا ر عمر کماکان، به پیش می تازد برای آخرت خود ،چه توشه ای ببرم؟ یقین که لطف خدایم، ورای فکرت ماست! پس این قبای ریا را ز جسم و تن بدرم به پای خود چو نبینم ، غلی ز حق الناس هلا که هلهله گویان، مساعد سفرم ز حسن خلق و عطوفت،قلوب تسخیر است کلید روضه رضوان نشان دهد احدم.
|+| نوشته شده توسط معصومه در یکشنبه ششم آبان 1386 و ساعت |
زمانه
ز تازیانه دوران کبود شد روحم کجاست سنگ صبورم غبار د ل شویم نمی شود دگر این بغض را فرو بلعم ببا ر دیده ،جلا ده درون نابودم من از صداقت بی حد خویش مشتعلم و آن دمی که مدائن شود فراموشم نه تاب ماندن و نه رجعت وطن دارم چگونه سر کنم ای جان رسم به مقصودم زتیر کین و حسد پاره پاره شد جگرم بسی زمان دراز است که خوش نیاسودم |+| نوشته شده توسط معصومه در چهارشنبه دوم آبان 1386 و ساعت |
|
درباره وبلاگ
صفحه نخست![]() با سلام
منوی اصلیاز همه شما نازنینان که محبت می کنید و به من سر می زنید .ممنونم شعر های وبلاگ سروده خودم میباشد.اگر دوست داشتید نظرتان را در مورد آنها بنویسید. سپاسگزارم پست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
فروردین 1388دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 آرشيو موضوعی
شعرمقاله خبر پيوندها
موسیقی ملی ایراندیکشنری آنلاین لغت نامه دهخدا سید محمد خاتمی سر گذر، استاد سهیل محمودی استاد اسلامی ندوشن انجمن شاعران ایران سید مهدی شجاعی .شاعر دعاها و نیازها یار دلنواز شقایق کویر زرند دلخون دلنوشته گفته هایی از نگفته ها یا علی گفتیم و عشق آغاز شد سوته دلان کلبه من تک چین خدای نزدیک استاد هاشمی زاده روشنگر سکوت داس و قلم قلم نو زخم فدک کیمیا تبیان استاد شجریان دردانه آفرینش پایگاه ملی داده های علوم زمین سر کنسولگری ایران در استانبول هلی تختی ستاد عبدالجبار کاکایی مجموعه شعر فارسی قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |