| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
نوری در ظلمت
شب و آرامش و خلوت گزیدن زهی از این هیاهو ها رمیدن تامل بر صف ارکان هستی کند سرمست از عشق الستی ز تک تک اختران،وز یار پرسم نشانی از گل بی خار پرسم مرا گفتند انجم، ای زمینی رها کن دیده را از زشت بینی خروج از محبس ما و منیت عروجت می دهد تا آدمیت شنو نی،ناله از جانت بر آید سماعی کن ،بکش هو ر ا، بداند! برو آتش بزن لوح مکدر سپس در خود ببینی ،ذات انور تو کیهان را گذاری زیر پایت دو بال از معرفت، بر شانه هایت ضمیرت گر ز انبان پاک گردد ز بهر آخرت، بارش ببندد حریم کبریا کردی دلت را شود نور خدا در آن هویدا |+| نوشته شده توسط معصومه در شنبه بیست و هشتم مهر 1386 و ساعت |
موج
دریا نیلگون بغض آلود خفته در تلاطم امواج چه دلبرانه مجذوب میکنی چه کریمانه می بخشی چه معصومانه می نگری و چه مظلومانه زخمی می شوی امواج خشم آگین بر ساحل چو می تازند با خو د می گویم دریا برون ریزد اندوه نهانش را.. |+| نوشته شده توسط معصومه در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386 و ساعت |
جنگ
در این دنیای مالامال نیرنگ ز هر جا پرسی آید بویی از جنگ چه گویم؟طفل مظلوم عراقی اسیر پنجه کابوی یاغی و یا بیچاره زن در بوم افغان درون برقع محبوس است و نالان گروگان است بدست مرد کورش ز هر چه پر گشاید کرده دورش نه تحصیلی،نه تشویقی،نه مهری فقط سهمش بجز شستن،طفیلی زن غربی نگون بخت تر ز هر جا شده ابزار تبلیغات کالا من این عریانی آزادی نخوانم و یا آن حبس را عزت ندانم به هر جا شعله جنگی گشایند زن و کودک درونش می گدازند......... |+| نوشته شده توسط معصومه در سه شنبه هفدهم مهر 1386 و ساعت |
کجایی ای علی جانم
یتیمان چشم در راهند کجایی ای علی جانم
همه سر در گریبانند کجایی ای علی جانم از آن صبحی که خونین شد حریم مسجد کوفه ز محراب آید این نجوا کجایی ای علی جانم تو ای کوفه چه بد شهری! ز دست مردمت ای داد!! محبان با فغان گویند کجایی ای علی جانم علی مظلوم علی دلخون شده چهره ش خضاب خون هزاران لعن به خصم دون کجایی ای علی جانم کجایی ای علی جانم
|+| نوشته شده توسط معصومه در دوشنبه نهم مهر 1386 و ساعت |
هدیه به ساحت مقدس امام حسن مجتبی (ع)
دو سالی رفت از هجر پیمبر جهان پر نور گشت از سبط اکبر چو بر نیمه رسید ماه مبارک بیامد لطفی از رب تبارک شبر ،نیکو خصال و ماه صورت کریم و اسوه در زهد و بلاغت تنش لرزان به هنگام نماز است ولی آن رنگ زرد از عشق ناب است به زیر نخل بی بر، ا ز خدا خواست همان موقع رطب از نخل بر خواست جوانان بهشت را سید است او اگر تو طالب حلمی ز وی جو جمل را آبرو از شو ر او بود ولیکن آن خودی او را عدو بود حسن تنهاترین سردار دنیاست ز یاران منافق شکوه ها داشت بقیع را دیدم و بویت شنیدم هزار افسوس گنبد را ندیدم منم محتاج لطف آل اطهر شفاعت کن اماما ، روز محشر
شبر:تلفظ بر وزن حسن و به معنی نیکو در زبان عبری آن خودی:اشاره به حضور یکی از همسران پیامبر در این جنگ و در میان سپاه دشمن |+| نوشته شده توسط معصومه در پنجشنبه پنجم مهر 1386 و ساعت |
|
درباره وبلاگ
صفحه نخست![]() با سلام
منوی اصلیاز همه شما نازنینان که محبت می کنید و به من سر می زنید .ممنونم شعر های وبلاگ سروده خودم میباشد.اگر دوست داشتید نظرتان را در مورد آنها بنویسید. سپاسگزارم پست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
فروردین 1388دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 آرشيو موضوعی
شعرمقاله خبر پيوندها
موسیقی ملی ایراندیکشنری آنلاین لغت نامه دهخدا سید محمد خاتمی سر گذر، استاد سهیل محمودی استاد اسلامی ندوشن انجمن شاعران ایران سید مهدی شجاعی .شاعر دعاها و نیازها یار دلنواز شقایق کویر زرند دلخون دلنوشته گفته هایی از نگفته ها یا علی گفتیم و عشق آغاز شد سوته دلان کلبه من تک چین خدای نزدیک استاد هاشمی زاده روشنگر سکوت داس و قلم قلم نو زخم فدک کیمیا تبیان استاد شجریان دردانه آفرینش پایگاه ملی داده های علوم زمین سر کنسولگری ایران در استانبول هلی تختی ستاد عبدالجبار کاکایی مجموعه شعر فارسی قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |